محمدتقى نورى

365

اشرف التواريخ ( فارسي )

برداشته ( 147 الف ) به سمت ذهاب عنان‌تاب شد و در عرض راه قشون شكستهء روم به او رسيده به نوعى مضطرب و بىدست و پا گرديد كه در همان‌شب منهزم شده به سمت بغداد مراجعت نمود . منسوبان كحيا او را از دخول به شهر بغداد مانع شده ، پاشا مدت‌هاى ممتد در كهنه بغداد و حلّه و كربلاى معلّى و نجف اشرف سرگشته و پريشان مىگرديد و ايلچيان زباندان با پيشكش لايق انفاذ درگاه پادشاهى نموده به واسطهء مقرّبان بزم ارم نظم شاهنشاهى مستدعى و متمنّى استخلاص كحيا گرديد . اين معنى موقع قبول نيافت . پاشا بعد از مأيوسى از جناب مجتهد الزمانى شيخ جعفر نجفى ( 173 ) كه فاضل متبّحر و فقيه متشرع از فحول علما و عمدهء « 1 » فضلا و سرآمد عهد و زمان است ، خواهشمند گرديد كه در خدمت اعلى حضرت خاقانى التماس اطلاق كحيا و اسراى روم را نموده ، هرساله نيز مبلغ پنجاه هزار تومان تبريزى پيشكش متقبّل شده كه انفاذ خزانهء عامره نمايد . « 2 » شيخ معزّى اليه « 3 » برحسب تمنّاى پاشا عازم عراق و در خدمت خسرو آفاق شرفياب شده ، مستدعى اطلاق كحيا و اسرا گرديد . چون مجتهد مزبور « 4 » سال قبل به عزم زيارت امام الانس و الجن ، « 5 » على بن موسى الرضا - عليه آلاف التحيه و الثنا - وارد عراق و خراسان و از جانب خيريّت جوانب پادشاهى و شاهزادهء نصرت مباهى آسايش‌ها ديده به اعزاز و اكرام مراجعت نمود ، خاقان عدالت پيشهء مروّت شيّم آن « 6 » مجتهد مكرّم را به قدم اجابت تلقى فرموده ، به اطلاق اسراى روم فرمان داد و شيخ را به اعزاز و اكرام تمام بازگردانيد ، كحيا خود از رفتن بغداد امتناع ورزيده ، در ركاب « 7 » پادشاهى متوقّف گرديد . شمّه‌اى از گزارش اوضاع سلاطين‌زادگان افغان ( 174 ) و شرح آن « 8 » از وقايع شاهزادگان افغان چيزى كه قابل تحرير و لايق ايراد در « 9 » اين شگرفنامه ميمنت استناد باشد واقع نشده . همان اختلال ( 147 ب ) و اختلافى كه در ميان اخوان و بنى اعمام

--> ( 1 ) . مج : رجال . ( 2 ) . مج : نموده باشد . ( 3 ) . مج : مزبور . ( 4 ) . مج : شيخ مجتهد . ( 5 ) . مج : الجن و الانس . ( 6 ) . مج : تمناى آن . ( 7 ) . مج : در خدمت . ( 8 ) . مج : « و شرح آن » ندارد . ( 9 ) . مج : قابل ايراد و لايق تحرير .